نویسنده : historypulse
تاریخ : جمعه 29 آبان 1394
نظرات 0

جنگ‌های گالی یا گلی یا گالیک نام یک رشته جنگ میان رومیان و گل‌ها در میانهٔ سدهٔ یکم پیش از زایش مسیح است که با جنگ آلزیا در ۵۲ (پیش از میلاد) به اوج خود رسید. سرانجام این جنگ‌ها پیوسته شدنسرزمین گل به خاک امپراتوری روم و گسترش این امپراتوری بود.

جنگ‌های گالی سه مرحله داشت:

  • نخست جنگ‌هایی که رومیان به درگیری‌های درونی گل‌ها خود را وارد می‌ساختند (۵۸-۵۷ (پیش از میلاد))؛
  • دوم لشکرکشی‌های تنبیهی رومیان بر ضد نیروهای ضد رومی در خاک گل‌ها (۵۶-۵۵ (پیش از میلاد))،
  • سوم جنگ‌های تثبیت قدرت و خواباندن شورش‌های پی در پی گل‌ها (۵۴-۵۱ (پیش از میلاد)).

    در ۵۸ (پیش از میلاد) هلوتی‌ها از سوئیس کنونی به خاک روم کوچیدند و مرزهای روم را با تهدید رو در رو ساختند. ژولیوس سزار بر آنان تاخت و آنان را به سرزمینشان پس فرستاد. در پایان همان سال گل‌های ادو ازرومیان در جنگ با دیگر قبیله گل سکوان‌ها خواهان یاری شدند. سزار به یاری آنان برخاست و سکوان‌ها را تا رود راین به پس راند.

    در ۵۷ (پیش از میلاد) دسته‌ای دیگر از گل‌ها به بلژیک کنونی کوچیدند و با قبیله‌ای به نام بلژها که هم‌پیمان با روم بود به ستیز برخاستند. اگرچه سزار در این جنگ مداخله نمود ولی با ویرانی شهرهای بلژها اینان از پیگیری جنگ دست کشیدند.

    در ۵۶ (پیش از میلاد) سزار قبیله‌های باشنده در کنار اقیانوس اطلس کانون توجه خود قرار داد، به ویژه که قبیله گلونت دست به یک اتحادیه از قبیله‌های ضد رومی زده بودند. آنها نتها مردمانی دریانورد بودند که در خلیج موربیان دست به کشتیرانی می‌زدند. سزار بر آنان پیروز شد و قبیله‌هایشان را نابود کرد.

    سزار در ۵۵ (پیش از میلاد) برای جنگ با ژرمنها به سوی رود راین تاخت. ولی سوئب‌ها که سزار برای جنگ با آنها پیش‌تاخته بود با او رودررو نشدند. آنگاه سزار از کانال مانش گذشت تا با بریتون‌ها نبرد کند. این لحظه به پایان رسیدن تاریخ آغازین انگلستان است چه که بریتونها دچار بدبیاری شدند و کشتیهایشان در توفان گذشت و در میدان جنگ نیز با گردونه‎های جنگی که تا پیش از این ندیده بودند روبه‌رو گشتند. سزار از ایشان گروگان‌هایی را گرفت و از پیگیری جنگی که پیروزیش در آن بر او صددرصد آشکار نبود گذشت. ولی سال پس از آن با لشکری نیرومندتر از کاتوولاون‌های سلتی بازگشت. او در جنگ پیروز شد و انگلستان را به امپراتوری روم پیوست. این پیروزی تبلیغاتی بزرگی نیز برای خود سزار در رم بود.

  •  

    زیر فرمان رومیان بودن ناخوشنودی گل‌ها را بر می‌انگیخت از اینرو میان سال‌های ۵۴ و ۵۵ (پیش از میلاد) دسته‌ای از گل‌های شمال شرقی زیر فرمان سرکرده‌شانآمبیوریکس بر رومیان شوریدند. پانزده یگان از سربازان رومی در بیرون شهر کنونی تونره در بلژیک مستقر شدند و شورشیان را نابود ساختند.

    این پیش‌زمینه‌ای برای خیزش ورسینگتوریکس رهبر قبیله آرورن‌ها بود. او گل‌ها را بر ضد رومیان همبسته ساخت. با اینکه در آغاز کار به خوبی پیش رفت ولی سرانجام از سزار در جنگ آلزیا شکست خورد (۵۱ (پیش از میلاد)). از آن پس روم در سرزمین گل دیگر با گرفتاری چندانی روبرو نبود.

تعداد بازدید از این مطلب: 1032
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : historypulse
تاریخ : جمعه 10 مهر 1394
نظرات 0

یک باستان‌شناس بریتانیایی می‌گوید ملکه نفرتیتی همسر آخناتون، فرعون مصر ممکن است در دو اتاقی که به تازگی در مقبره توت‌عنخ‌آمون، آخرین فرعون مصر کشف شده، دفن شده باشد.

 فرضیه آقای ریوز پس از آن شکل گرفت که یک شرکت اسپانیایی ماموریت یافت تا اسکن دقیق مقبره توت‌عنخ‌آمون را تهیه کند.

از این تصاویر برای تهیه نمونه کپی مقبره ۳۳۰۰ ساله توت‌عنخ‌آمون در نزدیکی دره شاهان در اقصر استفاده شد.

دکتر نیکولاس ریوز که این تصاویر را بررسی کرده، فوریه امسال متوجه نقطه‌ای شد که به باور او ممکن است پیشتر جای دو در بوده باشد.این باستان‌شناس دانشگاه آریزونا می‌گوید به باور او، ممکن است ملکه نفرتیتی در آن محل دفن شده باشد.

مقبره توت‌عنخ‌آمون دست‌نخورده‌ترین مقبره‌ای بوده که تا کنون در مصر کشف شده است. نزدیک به دو هزار شیء در این مقبره پیدا شد.اما طرح بنای این مقبره برای بسیاری سئوال‌ برانگیز بوده است. بسیاری این سئوال را مطرح کرده‌اند که چرا مقبره این فرعون مصر، کوچک‌تر از سایر پادشاهان مصر است.

دکتر ریوز بر این باور است که طراحی این مقبره نشاندهنده آن است که این بنا برای دفن یک ملکه ساخته شده بود، نه یک پادشاه.فرضیه او باید مورد بررسی همکاران او قرار بگیرد و مصرشناسان برجسته دنیا موضعی احتیاط‌ آمیز در قبال این فرضیه داشته‌اند.

نیکولاس ریوز، باستان‌شناس بریتانیایی می‌گوید تصاویری که با امواج راداری گرفته شده‌اند، دو اتاق اضافی در دیوارهای مقبره را نشان می‌دهند.

دولت مصر به آقای ریوز این اجازه را داد تا از راداری که آسیبی به این محوطه وارد نمی‌کند، فرضیه خود در مورد وجود بقایای جسد ملکه نفرتیتی در یکی از این اتاق‌ها را امتحان کند. ملکه نفرتیتی، ملکه مصر در قرن ۱۴ پیش از میلاد مسیح بود.

آقای ریوز بر این باور است که بقایای جسد توت‌عنخ‌آمون که سه هزار سال قبل در ۱۹ سالگی درگذشت، ممکن است با شتاب و عجله در محوطه تالار بیرونی مکانی که در اصل مقبره نفرتیتی بوده، دفن شده باشد.

بقایای جسد توت‌عنخ‌آمون که ممکن است پسر نفرتیتی بوده باشد در سال ۱۹۲۲ کشف شد.

BBC NEWS

تعداد بازدید از این مطلب: 1097
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : historypulse
تاریخ : پنج‌شنبه 02 مهر 1394
نظرات 0

«از هم‌پشتی دشمنان اندیش، نه از بسیاری ایشان.»

«خاموشی، هم پرده عورت جهل است و هم شکوه عظمت دانایی.»

«روباه به درِ خانه ِ خویش چندان قوت دارد که شیر به در خانه کسان ندارد.»

مرزبان‌نامه

«اگر خواهی از پشیمانی دراز ایمن گردی به هوای دل کار مکن.»

«به خویشاوندان کم از خویش محتاج بودن مصیبتی عظیم دان که در آب مردن به که از غوک زنهار خواستن.»

«اما هرکه را آزمایی به کردار آزمای نه به گفتار که گنجشکی به نقد به که طاووسی به نسیه.»

قابوس‌نامه

تعداد بازدید از این مطلب: 508
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : historypulse
تاریخ : پنج‌شنبه 02 مهر 1394
نظرات 0

شاهزاده مصطفی  پسر سلیمان یکم و ماه‌دوران سلطان بود. مصطفی باذکاوت‌ترین فرزند سلطان سلیمان به‌حساب می‌آمد و تحت حمایت وزیر اعظم، ابراهیم پاشا، قرار داشت. بوسبک، سفیر امپراتوری مقدس روم در قسطنطنیه، دربارهٔ او ذکر می‌کند «در میان فرزندان سلیمان، پسرش مصطفی به‌طرز شگفت‌انگیزی فرهیخته و باملاحظه است و از آنجایی که ۲۴ یا ۲۵ سال سن دارد آمادهٔ سلطنت می‌باشد. خدا نیاورد آن روزی را که چنین بربری با چنین قدرتی به نزدیکی ما برسد»، و به ذکر «استعدادهای خدادادی و چشمگیر» مصطفی ادامه می‌دهد.

خرم سلطان، سوگلی دربار سلیمان یکم، سعی داشت فرزندش شاهزاده سلیم را بعد از پدر به سلطنت برساند. او به‌همین‌منظور با کمک رستم پاشا، وزیر اعظم دربار عثمانی، موجبات قتل شاهزاده مصطفی و پسرش را فراهم کرد. مصطفی به همدستی با ایرانیان علیه دولت عثمانی متهم شد، ولی در واقع از این جهت مورد دشمنی واقع شد که هواخواهان بسیاری در میان سربازان داشت.

مصطفی بعد از مرگ برادرش شاهزاده محمود (۱۵۱۲-۱۵۲۱ میلادی)، بزرگ‌ترین فرزند سلطان سلیمان به‌شمار می‌رفت. نخستین پسر سلیمان از خرم سلطانشاهزاده محمد (۱۵۲۱-۱۵۴۳ میلادی) بود که او نیز به‌علت یک بیماری درگذشته‌بود. مصطفی در سی‌وهشت‌سالگی مقام فرماندهی ناحیهٔ آماسیه را برعهده داشت و مورد علاقهٔ خاص سپاهیان و مردم و مورد حسادت شاهزادگان دیگر بود، اما بر اثر نفوذ و بدگويی خرم سلطان از چشم پدر افتاده‌بود. صدراعظم رستم پاشا به سلطان سلیمان طوری وانمود کرد که مصطفی قصد غصب قدرت او را دارد و توانست فرمان قتل او را از سلیمان بگیرد.ترس خرم سلطان از به تخت نشستن شاهزاده مصطفی پس از سلیمان باعث شد وی اقدام به از چشم انداختن مصطفی از پدرش کند که با کمک دخترشمهرماه سلطان و رستم پاشا این توطئه صورت گرفت. رستم پاشا به دستور خرم سلطان، با در دست داشتن مُهر و موم شاهزاده مصطفی نامه‌ای به شاه طهماسب، پادشاه ایران، نوشت. این امر موجب شد سلطان سلیمان گمان کند مصطفی برای تصاحب تاج و تخت شورش کرده‌است.

در سال ۱۵۵۳ که جنگ علیه ایران آغاز شده‌بود و رستم پاشا فرماندهی کل سپاه را در این لشکرکشی بر عهده داشت، دسیسه‌چینی بر ضد مصطفی آغاز شد. رستم یکی از معتمدترین یاران سلطان را نزدش فرستاد تا به او گزارش دهد که چون سلیمان شخصاً در مقام فرماندهی سپاه قرار نگرفته‌است، سربازان ارتش به این فکر افتاده‌اند که زمان نشستن شاهزاده‌ای جوان بر تخت سلطنت فرارسیده‌است و همزمان شایعاتی را پراکند که مصطفی واکنش مثبتی نسبت به این ایده نشان داده‌است. سلیمان که این ماجرا را باور کرده و به‌شدت برآشفته شده‌بود، در راه بازگشت از ایران در درهٔ ارغلی مصطفی را به چادرش احضار کرد و تصریح نمود که «او خواهد توانست خود را از اتهامات وارده مبرا سازد و دراین‌صورت دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد».

مصطفی با یک دوراهی روبه‌رو شده‌بود و می‌بایست بینِ رفتن یا نرفتن یکی را انتخاب می‌کرد: یا در پیشگاه پدرش حاضر می‌شد و خطرش را نیز به جان می‌خرید و یا به احضاریهٔ سلطان بی‌اعتنایی می‌کرد که دراین‌صورت به خیانت متهم می‌شد. مصطفی با اطمینان از آن‌که در پناه ارتش به او آسیبی نخواهد رسید، تصمیم گرفت در پیشگاه پدر حاضر شود. در آن روز مصطفی لباسی سفید بر تن داشته که نشانهٔ بی‌گناهی او و تهمتی است که به او زده شده. بوسبک که ادعا می‌کند شرح حادثه را از یک شاهد عینی شنیده‌است، آخرین لحظات زندگی مصطفی را توصیف می‌کند. به‌محض آنکه مصطفی قدم در چادر سلطان گذاشت، خواجگان سلیمان به او حمله‌ور شدند. شاهزادهٔ جوان سرسختانه از خود دفاع می‌کرد. سلیمان که از پشت پردهٔ کتانی چادر شاهد ماجرا بود «خشم و نگاه‌های تهدیدآمیز خود را نثار خواجگان لال خویش می‌کرد و به آنان عتاب می‌زد که چرا در کشتن مصطفی به خود تردید راه داده‌اند. خواجگان سلیمان که ترس را احساس کرده‌بودند، تلاششان را دوچندان کردند و مصطفی را به‌شدت به زمین کوبیدند، زه کمان را به دور گردنش انداختند و او را خفه کردند». گفته شده که پس از مرگ، از جیب مصطفی نامه‌ای پیدا می‌شود که سلیمان از کشتن پسرش پشیمان می‌شود.

چند روز بعد از کشته شدن مصطفی، پسر دیگر سلطان سلیمان به نام شاهزاده جهانگیر (۱۵۳۱-۱۵۵۳ میلادی)، به‌علت علاقهٔ شدید به مصطفی منجر به مریض شدنش می‌شود و در شهر حلب فوت می‌كند.

پسر مصطفی به نام محمد نیز برای آنکه بعدها به خونخواهی پدر برنخیزد، مسموم شد و به قتل رسید. بعد از مرگ جهانگیر، تنها دو پسر از سلیمان به نام‌های شاهزاده بایزید و شاهزاده سلیم باقی ماندند.ناخشنودی از سلطنت سلیمان قانونی، با کشته شدن شاهزاده مصطفی گسترش بیشتری یافت. پس از کشته شدن مصطفی، برادرش بایزید از سرکوب کسانی که به نام مصطفی دست به شورش زده‌بودند کوتاهی کرد و به‌همین‌علت چنین شایع شد که این شورش را خود بایزید ترتیب داده‌است و از اعتماد سلیمان نسبت به او کاسته شد.

در سال ۱۵۵۴، بالا گرفتن نارضایتی‌ها و شورشی که در سرزمین عثمانی در نتیجهٔ قتل شاهزاده مصطفی روی داده‌بود، از دیگر عواملی به‌حساب می‌آمد که سلیمان را به انعقاد پیمان صلح آماسیه ترغیب کرد.

عاقبت نبرد با ایرانیان

از مهم‌ترین کارهای سلیمان، محاصرهٔ وین با ۱۲۰۰۰۰ سرباز جنگی، در سال ۱۵۲۹ در سومین لشکرکشی او به‌سوی مجارستان بود. سلیمان همچنین با موفقیت، با شاه تهماسب صفوی، پادشاه ایران، جنگید. ارتش سلیمان زیر فرمان وزیر بزرگش، ابراهیم پاشا، توانست در ۱۳ ژوئن ۱۵۳۴ تبریز پایتخت پیشین ایران را فتح کند و در ۴ دسامبر همین سال به بغداد دست یابد. در دوره شاه تهماسب، پایتخت ایران به دلیل خطری که از ناحیه عثمانی احساس می‌شد، به شهر قزوین منتقل شده بود. سلطان سلیمان سه بار به ایران لشکرکشی کرد. وی یک بار تا سلطانیهٔ زنجان هم پیش آمد، ولی به‌دلیل برف و کولاک سنگین مجبور به عقب‌نشینی شد. اما با ظهور شاه عباس کبیر عثمانیان مجبور به شکست‌های سنگینی شدند.

تعداد بازدید از این مطلب: 29878
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : historypulse
تاریخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394
نظرات 0

پخش مستقیم و لحظه به لحظه تلویزیونی رابطه عکاس خبری و بیننده را تغییر داده است. با این حال تصاویر قدرتمند و با کیفیت می‌توانند "روح زمان" را در خود حفظ کنند. عکس فرار سرباز آلمان شرقی به آلمان غربی به هنگام کشیده شدن دیوار برلین از آن عکس‌هایی است که چندین دهه جنگ سرد را در یک لحظه به نمایش می‌گذارد.

تعداد بازدید از این مطلب: 2498
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : historypulse
تاریخ : پنج‌شنبه 19 شهریور 1394
نظرات 0

ویلی برانت خود از مبارزان ضد حکومت هیتلر بود و هیچ نقشی در جنایت‌های رژیم او نداشت، اما به عنوان صدراعظم آلمان در برابر مقبره سرباز گمنام در ورشو که در جنگ جهانی دوم کشته شده بود، به نمایندگی از طرف یک ملت زانو زد و پوزش خواست، در حالی که حتی میزبان هم انتظار چنین عملی از او نداشت.

تعداد بازدید از این مطلب: 910
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : historypulse
تاریخ : سه‌شنبه 17 شهریور 1394
نظرات 0

قالی اردبیل یک جفت قالی ایرانی معروف است که در آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی یافت شده است.

این قالی از نظر طرح و بافت یکی از نفیس‌ترین و مشهورترین قالی‌های جهان است که در فهرست ۵۰ اثر شاهکار هنری برگزیده جهان قرار گرفته است.کارشناسان آثار هنری، این فرش را با نقش و نگاره‌های زیبای آن، یک اثر هنری انتزاعی منحصربه‌فرد می دانند که از نظر سطح هنری با نقاشی های انتزاعی قرن حاضر برابری می کند. هسته مرکزی گروه قالی‌های ترنجدان است

قالی اردبیل یک سند تاریخی نیز محسوب می‌شود زیرا دارای تاریخ و امضا است و در سال ۹۱۸ خورشیدی (۹۴۶ ه.ق / ۱۵۳۹ میلادی) در سیزدهمین سال پادشاهی شاه تهماسب بافته شده‌است. تار و پود آن ابریشمی است و گره‌های فارسی دارد. در هر اینچ مربع آن حدود ۱۷×۱۹ گره وجود دارد. برخلاف دیگر قالی‌های مشهور آن زمان، این قالی طرحی آرام دارد و نگاره‌های جانوران و انسان بر آن نقش نشده‌است زیرا برای استفاده در مکانی مقدس بافته شده بود

این قالی در حال حاضر در موزهٔ ویکتوریا و آلبرت انگلستان نگهداری می‌شود.

پشم عنصر اصلی تشکیل دهندهٔ این قالی است. مانند اغلب منسوجات این اثر نیز از تار و پود تشکیل شده، پودها در تمام طول کار به دور تارها تابیده شده‌اند. سطح قالی اردبیل از یک طرح یکپارچه نسبتاً ساده با اجزا قرینه و یک شمسه در وسط آن که دو چراغدان در طول آن قرار دارد، پوشیده شده‌است.

وقتی دو انگلیسی در سال ۱۸۴۳ از زیارتگاه شیخ صفی الدین اردبیلی دیدار کردند دو قالی در آن محل قرار داشت. سه سال و اندی بعد از آن در اثر زلزله این مکان آسیب دید و احتمالاً برای تهیه وجه لازم برای تعمیر بنا، فرشها فروخته شدند.

قالی‌های آسیب دیده در ایران توسط کمپانی «زیگلر» که در کار خرید فروش فرش بود، خریداری شد. تکه‌های آن که هنوز قابل استفاده بود به هم متصل و نتیجه آن شد که یک قالی کامل و سالم به دست آمد. فرشی که بدون حاشیه با ابعاد کوچکتر بود.

در سال ۱۸۹۲ قالی بزرگتر توسط کمپانی «رابینسون» در معرض فروش گذاشته شد. «ویلیام موریس» که از جانب موزه در مورد آثار هنری تحقیق می‌کرد طی گزارشی این فرش را فوق العاده و منحصر به فرد و بسیار زیبا توصیف و اصرار به خرید آن کرد. در ماه مارس ۱۸۹۳ با پرداخت ۲۰۰۰ پوند٬ «موزهٔ ویکتوریا و آلبرت» صاحب این قالی شد.

تعداد بازدید از این مطلب: 573
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : historypulse
تاریخ : یکشنبه 15 شهریور 1394
نظرات 0

ارنست هرتسفلد باستان‌شناس و ایران‌شناس آلمانی نخستین کسی است که مجموعه تاریخی پاسارگاد و تخت‌جمشید در ایران را مورد کاوش قرار داد. او در سال ۱۹۴۸ در سوئیس درگذشت.پرفسور ارنست هرتسفلد در سال۱۳۱۰ (۱۹۳۱) از سوی موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو به عنوان مدیر هیئت عزامی به تخت‌جمشید به منظور حفاری و مرمت منصوب شد.

البته هرتسفلد، پیش از آن نیز ایران سفر کرده بود. او نخستین‌بار در سال ۱۲۸۴ ‍ از تخت‌جمشید دیدار کرد و پس از بازگشت به برلین کتابی در مورد تحقیقات خود منتشر کرد.او یک‌بار دیگر در بهمن ۱۳۰۱ (۱۹۲۳) به تخت‌جمشید بازگشت و این‌بار دو سال در ایران ماند. در این مدت او پلانی از کل محوطه تخت جمشید و حدود ۵۰۰ قطعه نگاتیو عکس تهیه کرد.

هرتسفلد در جریان کاوش‌های خود ۳۰ هزار لوحه خشتی کشف کرد که پس از سوخته شدن تخت جمشید به دست اسکندر کبیر، از حالت خشت خام به صورت خشت پخته درآمدند و تا روزگار ما دوام آوردند.

به عقیده هرتسفلد این الواح خشتی "حافظه تاریخی ایرانیان" است.هرتسفلد در سال ۱۹۰۷ دکترای خود را با تزی در مورد پاسارگاد به پایان رسانده بود. او در سال ۱۹۲۰ نیز کرسی استادی جغرافیای تاریخی مشرق زمین را در دانشگاه برلین به دست آورد.ارنست هرتسفلد در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۸ در سوئیس درگذشت.

تعداد بازدید از این مطلب: 592
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : historypulse
تاریخ : جمعه 06 شهریور 1394
نظرات 0

اين محوطه باستاني در 15 كيلومتري جنوب شرقي شهر شوش قرار دارد و در اصل از 14 تپه تشكيل شده است كه به دوره ايلامي ميانه يعني 15 قرن پيش از ميلاد تعلق دارند.

در اين منطقه حين عمليات ساختماني قسمتي از يك ديوار خشتي و طاق آجري نمايان شد و از آن زمان حفاري علمي در منطقه شروع شد و آثار زيادي از دوره ايلامي از دل خاك بيرون آمد. يكي از آرامگاههايي كه حفاري شد به گفته دكتر نگهبان آرامگاه تپتي آهار و ملكه او است و اين موضوع در سنگ نبشته اي كه در محوطه آرامگاه بود نوشته شده است.

در اين آرامگاه حدود بيست و يك اسكلت وجود داشت كه پس از هر تدفين در آرامگاه با آجر بسته ميشد و در تدفين بعدي آنرا باز ميكردند.به طور كلي در اين منطقه گورهاي جمعي،مقبره شاهي،تدفين در تابوت ،تدفين هاي ساده در كف خانه وتدفين در گور خمره ديده شده است.

در ضمن چند سنگ نوشته بسيار بزرگ و متجاوز از هزاران گل نوشته كه در هفت تپه كشف شده است نشان از رواج كتابت در اين دوره تاريخي ميدهد.

البته اكثر آنها به زبان اكدي بوده اند. مهره هاي فراواني نيز در منطقه كشف شده است.ظروف سفالي ،پيكرهاي سفالي،اشياي فلزي،سرديسهاي گلي،تابوت ،اندودهاي گلي منقوش،اشياي سنگي و اشياي متنوع تزييني از موارد ديگري هستند كه در هفت تپه بسيار كشف شده اند.

 

چغازنبيل در 1250 سال قبل از ميلاد از اهميت هفت تپه كاسته شد. بقاياي زيگوراتي در هفت تپه به صورت مخروبه قرار دارد كه احتمالا در حدود 30 متر ارتفاع داشته است. اين زيگورات در كنار موزه قرار دارد كه در زمان جنگ تحميلي بسيار ضربه خورد. در محل ديگري بقاياي يك كاخ ديده ميشود و از آنجا تعداد زيادي گل نوشته بابلي كشف شد. . طاقي كه در مقبره مشهور هفت تپه وجود دارد قديمي ترين نوع طاق در دوره ايلامي است و از نمونه مشابهش در چغازنبيل،200 سال قديمي تر است.

اطلس تاریخ ایران

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 764
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : historypulse
تاریخ : یکشنبه 01 شهریور 1394
نظرات 0

فتح تبریز رزمی بود که شاه عباس بزرگ به قصد پس گیری شهر تبریز و پس از آن سر حدات شمال غربی (قراباغ، آذربایجان و ارمنستان) ایران و در سال۱۶۰۳ میلادی(۹۸۲ خورشیدی) با حاکم عثمانی تبریز انجام داد. این لشکرکشی منجر به پس گیری تبریز گردید.

سال‌های ۱۶۰۳ تا ۱۶۰۷ دوران پیروزی و تسلط ارتش شاه عباس (بر حکمرانی عثمانی) بود. بخش‌هایی از لرستان، کردستانشاه عباس بزرگ نخستین گام را برای مبارزه با عثمانی در سال ۱۶۰۳ میلادی برداشت. او می‌دانست که پیروزی بر عثمانی‌ها در شهرهای کوهستانی شمال غربی به جز با غافلگیری دشمن امکان پذیر نیست لذا در حالی که وانمود می‌کرد از اصفهان به شیراز می‌رود خود را ۱۱ روزه با لشکری کوچک اما مجهز به حوالی تبریز رساند. عثمانی‌ها در آخرین لحظات متوجه نزدیک شدن قوای ایرانی شدند و به سرعت آماده دفاع از تبریز گشتند، مردم تبریز از حمله شاه استقبال کردند. تبریز پس از ۲۰ روز جنگ به دست ایران افتاد.، گرجستان و شرق ارمنستان از دولت عثمانی پس گرفته شد.در این نبردصدها توپ، ۵۰۰۰ تفنگچی، ۱۰۰ هزار من باروت از غنائمی بود که به دست شاه عباس افتاد.

تعداد بازدید از این مطلب: 475
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


هگل، ایرانیان را نخستین ملت تاریخی و شاهنشاهی ایران را اولین امپراطوری تاریخ می‌داند.


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران